کابوس
خواب می بینم ...
خواب که نه ...
کابوس ...
تو آن سوی ِ ریل داری دور می شوی ...
سرَم را پائین آورده ام و دارم از بین چرخ ها بریده بریده می بینم ...
بریده بریده ایستاده ای ...
بریده بریده داری دور می شوی و ...
این قطار ِ لعنتی که که زوزه کشان دارد رد می شود ...
انگار تا آن سوی ِ دنیا ادامه دارد ...
من هم این سوی ِ ریل ...
خواب که نه ...
کابوس ...
تو آن سوی ِ ریل داری دور می شوی ...
سرَم را پائین آورده ام و دارم از بین چرخ ها بریده بریده می بینم ...
بریده بریده ایستاده ای ...
بریده بریده داری دور می شوی و ...
این قطار ِ لعنتی که که زوزه کشان دارد رد می شود ...
انگار تا آن سوی ِ دنیا ادامه دارد ...
من هم این سوی ِ ریل ...
بریده ام , بریده ...

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 1:29 توسط مسیـــــــــــــــــــحا
|